آرتاآرتا، تا این لحظه: 16 سال و 6 ماه و 14 روز سن داره

آرتای ناز کوچولو

ماجراهاي آرتا كوچولو!!!!!!

   سلام     چه دير اومدم!!! اين مدت درگير بودم حسابي....نمي دونم چرا همه ش وقت كم ميارم.به هيچ كاري       نمي رسم...   يك ماه و چند روز پيش پسرم گل نازم مريض شد....راستش اين مدت نمي نوشتم چون دلم نمي خواست لحظات سخت بيماريت دوباره برام زنده بشه...    آرتا جونم اون روز (پنجشنبه بود) از مهموني خونه خاله كه اومديم يه دفعه شروع كرد به نق زدن و به من اويزون شدن...منم نمي دونستم چش بود ...ازم آب خواست دادم بهش و يه دفعه بالا آورد....بميرم برات گلم   بعدش خوابيد و يه نيم ساعت بعد دوباره استفراغ كرد اينبار تو خواب....ديگه طاقت نياورديم و برديمش دكتر....يه مقدار دوا د...
10 آبان 1391

كارهاي جديد آرتا با يه عكس جديد....

سلام...   بازم سرم شلوغه و نمي تونم زود به زود بيام و بنويسم..... آرتا اعضاي بدنشو تا اين حد بااسم بلده:  دست...پا...چشم...گوش...دندون....مو....بيني....بقيه اعضا رو فعلا يادش ندادم!! به هر خوردني ميگه : هام !!! به غير از آب و دوغ  عاشقه تبليغات ماي بي بيه....هر وقت تلويزيون اين تبليغاتو نشون ميده ميگه دوباره بذار ببينم!!! عاشقه وسايل برقيه شديد....جارو برقي در صدر اين ليسته...سشوار ...اتو...ميكسر...آبميوه گيري و... جاي جارو برقي و اتو رو چند بار عوض كردم و پيداشون كرده....كه البته اسماشونو بلد نيست و صداشونو درمياره...هههههههه 16تا دندون داره.... من و باباش عاشقه دندوناي نيش بالاييش هستيم كه بقول بابايي...
10 آبان 1391

مهد رفتن آرتا جونم....

پسر گل من از 2 مهر ميره مهد...قربونش برم من كه واسه خودش مردي شده و تنها ميره پيش دوستاش!!! وقتي صبحها ميره مهد خواهرزاده م هم هست و من خيالم راحت تره...آرتا هم اگه صدف(خواهرزاده م) اونجا باشه همش دست صدف و ميگيره و اين اونور ميبره.... مربياش دوسش دارن...البته اينطور نشون ميدن!!! واينم بگم كه اونجا هم مربيا رو مجبور ميكنه جارو برقي رو براش بيارن !!!   ديگه بگم از تاثيرات اين 10-12 روزه....آرتا هزار ماشالله شلوغتر شده!!!! و جالب اينكه وقتي بيرون بچه اي رو ميبينه دست منو ول ميكنه ميدوه سمت بچه و دستشو ميگيره و حرف ميزنه و ميخنده!!!نازييييييييي بچه م اجتماعي بود داره اجتماعي تر هم ميشه ماشالله!!!!   چند تا كلمه جد...
10 آبان 1391